الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

396

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

كتاب بحار از آن نقل نموده و چنين گفته است : كتاب ايمان ابى طالب تأليف سيد فاضل نيك‌بخت شمس الدّين فخار بن معدّ موسوى قدّس اللّه روحه مىباشد « 1 » . و در فصل دوم مرقوم داشته است : سيد فخار ، از راويها و مشايخ بزرگ مىباشد و به زودى در اجازه‌هاى اصحاب ما به نام وى اشاره خواهد شد « * » . در حاشيهء نسخهء كهنى از كتاب المجدى فى انساب الطالبيين تأليف شريف ابو الحسن على بن محمد بن على علوى عمرى نسّابه كه در نزد من موجود است يكى از فضلا چنين نوشته است : در كتاب المقباس فى فضائل بنى العبّاس تأليف شيخ الشرف فخار بن معدّ موسوى نسّابه آمده است كه مستكفى باللّه گفته : در خردسالى در خواب ديدم كه گويا امور خلافت به عهدهء من واگذار شده است و من در جانب شرقى دجله توقف كرده بودم ؛ در آن حال مردى را ديدم كه در روى آب راه مىرود و از جانب غربى دجله به جانب شرقى آن در حركت است . از ديدن او و اينكه در روى آب ، حركت مىكند به هراس افتادم ، هنگامى كه نزديك من رسيد به وى سلام كرده پرسيدم شما كيستيد ؟ فرمود : من على بن ابىطالبم براى زيارت حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام مىروم و تو به زودى امور خلافت را عهده‌دار خواهى شد . اينك به ذريهء من احسان كن و از خواب بيدار شدم . مؤلف گويد : از ظاهر حال پيدا است كه كتاب مزبور از آثار سيد مترجم مىباشد و اين اشكال به وجود مىآيد كه چگونه مانند اين سيد جليل به خود اجازه داده است در فضائل بنى العباس كه پايهء دين و دولت آنها بر كفر و گمراهى و قياس برقرار بوده كتابى

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 18 . ( * ) علامه در اجازه كبيره‌اش در چندين‌جا از وى نام مىبرد و مشايخ او را متذكر مىشود و شهيد در اجازهء ابن خازن مرقوم داشته است و مصنفات السيد النسّابة العلامة شمس الدّين ابى على فخار و مروياته و باز در اجازهء شمس الدّين بن نجده نوشته و مصنفات و مرويات السيد السعيد العلّامة امام الادباء و النساب و الفقهاء شمس الدّين ابى على فخار بن معد موسوى ( رضى اللّه عنه ) . شهيد ثانى و فرزندش شيخ حسن صاحب معالم همين جملات را در اجازهء خود ايراد كرده‌اند - م .